LOADING CLOSE

کاربردی‌سازی و رشد جامعۀ نقّاد (2)

علی‌اصغر شربتی

کاربردی‌سازی و رشد جامعۀ نقّاد (2)

پرسش محوری مقالۀ کاربردی‌سازی و رشد جامعۀ نقاد اینست که با چه نگاهی به مسألۀ کاربردی‌سازی می‌توان جامعه‌ای نقاد داشت. در بخش اول این نوشتار دیدگاه علوم انسانی کاربردی با تکیه بر محتوا بررسیده شد. بخش دوم این مقاله نگاهی دیگر و در مقابلِ نگاه اول را بیان می‌کند.

نگاه دوم: کاربردی‌سازی با جراحی در روش

اما اگر کاربردی‌سازی با تکیه بر محتوا به چنان نتایجی منجر می‌شود پس چه کنیم؟ به نظر می‌رسد اکنون که چاقو به دست گرفته‌ایم و می‌خواهیم علوم انسانی را جراحی کنیم می‌توانیم به‌جای دست‌بردن به محتوا «روش و قالب» آن را زیر ذره‌بین قرار دهیم و ببینیم چگونه محتوا عرضه می‌شود. اگر روشِ بیان اصلاح شود زمینۀ علوم انسانی کاربردی مهیا می‌شود. در این نگاه اصلاحی محتوا نیز جراحی می‌شود، اما این کار از دریچۀ اصلاحِ روش خودبخود صورت می‌گیرد. با اصلاحِ روش معانی «کاربرد» و «تولید» نیز با نگاه اول متفاوت می‌شود. در اینجا، این دو مفهوم معنای عام‌تری پیدا می‌کنند و دیگر منحصر در تولید ثروت و سرمایه نیست. برای اینکه تولید در نگاه دوم روشن شود باید حداقل دو مفهوم روشن شود، تفکیک مهارت از محتوا،(1) و فعال‌سازی آموخته‌ها.(2)

گام اول: تفکیک مهارت از محتوا

گام اول در اصلاح روش علوم انسانی نگاهِ نقّادانه به محتواست. به چه صورت؟ بیایید با فرایند مهندسی معکوس کار یک اندیشمند علوم انسانی را بررسی کنیم. چطور یک اندیشمند به نظریه و حرف تازه‌اش دست می‌یابد؟ او ابزارها و مهارت‌هایی دارد، با آن‌ها محتوایی را مورد مطالعه قرار می‌دهد. با کنکاش و دقتی که از مهارت‌هایش دارد به حرف‌هایی بدیع و تازه‌ دست پیدا می‌کند. ایمانوئل کانت و دیگر فلسفه‌خوانده‌های هم‌عصرش یک محتوا را خوانده‌اند، همه‌شان به کتاب‌های هیوم و وُلف دسترسی داشته‌اند. اما کانت مهارت‌هایی داشت که دیگران نداشتند. اما یک پرسش مهم، این مهارت‌ها از کجا می‌آیند؟

فعال‌سازی آموخته‌ها از پایه‌های مهم روش تدریس است


بگذارید سوالم را تغییر دهم. آیا امروزه امثال کانت و ملاصدرا وجود دارند؟ آیا حداقل اندیشمندانی مطرح هستند که حرف‌های بدیع و تازه‌ای داشته باشند؟ بدون شک آری. اما یک پرسش مهم، مهارت‌های آن‌ها از کجا می‌آید؟ آیا جز از طریق خلاقیتِ فردی، هوش خاص و احتمالاً شرایط اجتماعی‌شان است؟ در هر صورت آنچه از گزارش‌های تاریخی دربارۀ مهارتِ امثال کانت و ملاصدرا داریم از خلاقیت و نبوغ فردی‌شان است. اما آیا راه تفکر در غیرنابغه‌ها مسدود است؟ بدون شک خیر. در اینجا ایده‌ای سر بر می‌آورد. اگر روش علوم انسانی اصلاح شود، بلکه دقیق‌تر، روش تدریس آن اصلاح شود ما با علوم انسانی متفاوتی روبرو خواهیم بود. چیزی که خلاقیت و نبوغ هر کسی را بسته به هوش و سبک یادگیری‌اش بروز می‌دهد.

شمه‌ای از معنای تولید


تفکیک مهارت از محتوا در نگاه اصلاحی به روش تدریس ناظر به همین دغدغه است. اگر علوم انسانی تاکنون در گنجۀ ذهن فراگیرانِ آن خاک می‌خورد ناظر به یاددهی صرفِ محتواست. تصور کنید استادی در تدریس مسألۀ شر در فلسفۀ دین مهارتِ یک نوع استدلال‌ورزی را یاد دهد، آیا در اینجا شاگرد نمی‌تواند این استدلال را در مسألۀ گشت ارشاد به کار بگیرد؟ اگر پاسخ‌تان مثبت است به شما تبریک می‌گویم، این شمه‌ای از معنای «تولید» در نگاه اصلاحی به روش تدریس علوم انسانی است. اما اگر پاسخ‌تان منفی است شما را با دومین مفهوم کلیدی بیشتر آشنا می‌کنم: فعال‌سازی آموخته‌ها.

گام دوم: فعال‌سازی آموخته‌ها

تصور کنید با استادی مواجهیم که تفکیک مهارت از محتوا را خوب انجام می‌دهد، آیا اکنون کلاس درس به سمت تولید و تدریس فعال (3) رفته است؟ دقت کنید که تفکیک مهارت از محتوا (4) گامِ نخست است. گام بعدی هنگامی است که او استراتژیِ تدریسی را تنظیم کرده و اکنون وارد کلاس درس شده است. البته استراتژی تدریس خود مفهوم مهم دیگری در نگاه اصلاحی به علوم انسانی کاربردی است، اما استاد باید در کار دیگری هم ماهر باشد. او باید بتواند آموخته‌های شاگرد را فعال کند. گویی با تفکیک مهارت از محتوا و استراتژی تدریس و دیگر مفاهیم مهم بذرهایی کاشته و اکنون باید با فرایند «فعال‌سازی / Activation» آنچه را کاشته است برداشت کند.


برای مثال، او با یک استراتژی تدریس بذر این را کاشته که با بحث «زمینۀ فلسفی دعا کردن» مهارتِ «توصیف» را برداشت کند. اکنون با فرایندِ فعال‌سازی هم محتوا را تدریس کرده و هم به مهارت رسیده است. محتوا را که طبق سرفصل آموزشی پیش رفته و موفق بوده است. اما برگ برندۀ این نگاه اصلاحی چیست؟ شاگرد «می‌تواند» با مهارت توصیف در مسأله‌ای «مانند» گشت ارشاد ورود کند و این ابزار را به کار بگیرد. این ابزار از کجا پدید آمده و تولید شده؟ خلاقیتِ شاگرد در برابر خلاقیت استاد در تدریس چقدر سهم داشته؟ آیا این نگاه توان سنجش با حالت متداول تدریس را دارد؟ راستی، این نگاه چه نسبتی با خرمگس‌‌پروری دارد؟ در اینجا جایی برای خرمگس‌ها وجود دارد یا خیر؟ از قضا، روش اصلاحی تدریس (5) جامعه‌ای نقّاد را مژده می‌دهد، البته با ممارست و سخت‌کوشی.

جمع‌بندی


علوم انسانی کاربردی را با دو نگاه می‌توان بررسی کرد. یا به محتوا نظر کنیم و هر آنچه را برای جامعۀ امروز فایده نداشته باشد غیرکاربردی بدانیم. این نگاه کمی مبهم است، به این صورت که منظور از فایده روشن نیست. اگر فایده را فایدۀ مادی بدانیم و منفعت را در ایجاد ثروت و سرمایه بدانیم با مشکلی بزرگ مواجه می‌شویم که با روح و هدفِ علوم انسانی، آنچه از وجود تاریخیِ آن می‌فهمیم، در تضاد است. در چنین حالتی بخشی از محتوا، با برچسب غیرمفید بودن و کاربرد نداشتن، کنار زده می‌شود. در نتیجه بخشی از محتواهایی که امکان پرورش اندیشمند نقّاد را فراهم می‌سازد پس زده می‌شود. پر واضح است که جامعۀ نقّاد را هم اندیشمندان نقّاد تشکیل می‌دهند. از سوی دیگر اگر منظور از فایده تنها نفعِ مادی نباشد دو پرسش پیش می‌آید. نخست دست‌کاری در محتوا، اگر صرفاً مادی نیست، به چه انگیزه‌ای است؟ و دوم، سازوکار کاربردی‌نمودن چگونه است؟


اما در سوی دیگر می‌توان از کاربردی‌سازی با تکیه به روش سخن گفت. این نگاه معتقد است که روش بیان علوم انسانی مشکل دارد و با توجه به اقتضائات متفاوت برآنست که روش تدریس را اصلاح کند. این دیدگاه منظومه‌ایست از چندین مفهوم که نه‌تنها باید آن را فراگرفت بلکه با تمرین و ممارست در کلاس درس پیاده شود. در این جستار بر دو مفهوم کلیدی تاکید شد، تفکیک مهارت از محتوا، و فعال‌سازی آموخته‌ها.

کلام آخر

استاد در کلاس درس باید مهارت(های) رسیدن به محتوا را بشناسد و با استراتژی‌های متنوع تدریس آن را پیاده کند. پس از آن در قالب همان استراتژی‌ها باید آموخته‌های شاگرد را فعال کند. اگر هر استاد و معلم و مدرسی بتوانند یک کلاس درس را به این شیوه اجرا کنند رفته‌رفته شاگردانی با مهارت‌های گوناگون پرورش می‌یابند، محتوا هم یاد داده می‌شود. این نگاه، بر عکس نگاه قبل، دو برتری خاص دارد، یکی اینکه به محتواهای علوم انسانی کاری ندارد، و دیگر اینکه زمینۀ رشد جامعه‌ای نقّاد را نوید می‌دهد.

منابع

(1) https://www.ilna.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/1244070-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1

(2) https://raveshamuzesh.ir/2022/07/01/%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/

(3) https://raveshamuzesh.ir/2022/06/24/%d8%aa%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b3-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85%e2%80%8c%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/

(4) https://raveshamuzesh.ir/2022/06/20/%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%db%8c%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1-2/

(5) https://raveshamuzesh.ir/2022/05/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b4/

دیدگاهتان را بنویسید